|
چوب الف* | |  | سپینود ناجیان: گول طرح روی جلد کتاب را میخوری. گول اسم کتاب را میخوری. ... ادامه | |
|
یک نفر رفت | |  | اسماعیل امینی: یک نفر رفت به یک مرکز فرهنگی - ورزشی تا اخلاق و جوانمردی بیاموزد ... ادامه | |
|
کتاب(!) | |  | نسیم عرب امیری: یار غاری هست واویلا کتاب / نام دارد بی جهت لیلا کتاب!
... ادامه | |
|
غلام و زری! | |  | سعید سلیمانیپور: دیگر به جای نورهای رنگارنگ سیاهی مطلق بود ... ادامه | |
|
دعای خیر مادر | |  | حامد تاملی: توی این شهر شلوغ یه دختر دانشجویی بود که از خونه فرار کرده بود ... ادامه | |
|
کاریکلماتور | |  | مهدی فرجاللهی: از روی پل عابرپیاده عرض خیابان را به طول عمرم اضافه میکنم ... ادامه | |
|
|
| | | | | | |
| | |  | از فرهنگ و جامعه |
| |
صحنهی چهل و هشتم | |  | مهدی استاداحمد: در ابتدای این فیلم هفت هشت نفر دانشآموز را میبینیم که از یک مدرسه اخراج میشوند و به طرف خانه حرکت میکنند. ... ادامه | |
|
عشق خاکستری | |
| جلال سمیعی: یک منتقد پس از خواندن همین طرح گفته است که این فیلم، نقطهی عطفی در مبارزات خواهد بود؛ اما نگفته است که چه مبارزاتی. ... ادامه | |
|
عقد محضری | |  | رضا ساکی: یک پسر پایین شهری عاشق یک دختر بالا شهری میشود. پدران هر دوی آنها سیاستمدار و در انتخابات شهر رقیب یکدیگر هستند. ... ادامه | |
|
| | | |